قهرمان ميرزا عين السلطنه
1217
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كردم خواهد مرد . الحمد لله به خير گذشت و قدرى استخوان كتف و مچ دستش رگ به رگ شده . معلوم شد براى دفع ضرر ترياك چند روزى گفتهاند عرق بخورد . امشب زياد خورده مست شده ، بعد از آمدن بالا ادرارش گرفته درب بالاخانه را باز كرده كه ادرار كند يك مرتبه به زمين آمده . خدائى شده با شانه آمده و هيچچيز جز حفظ خدائى نبوده و الا امكان ندارد از اين ارتفاع با حالت خراب انسان زمين خورده جزئى صدمه وارد بيايد . شكستهبند آورده ، طبيب آمده بهتر است . اعتصام نظام هم آمده گيلان نزد شكوه السلطنه رفت . محمد بيك را تا خرزان همراه روانه كردم . چاپارى مىرفت . سفر نكرده [ بود ] و به زحمت رفته بود . اگر محمد بيك همراه نرفته بود بيم خطر داشت . رضا قلى خان را روز رفتن از واقعه خبر داديم . برادر صلبى است خيلى گريه كرد با حالت مغشوش رفت . سفير كبير عثمانى شمس الدين بيك با يك نفر پاشا كه حامل نشان براى اعليحضرت [ است ] و يك آجودان اعليحضرت سلطان مىآيد . مهماندار گذشت و رفت به گيلان . كار قزوين همين است . انشاء الله به زودى خلاص مىشويم . دخل كه نيست اين ضررها هم هست . كاغذ صدراعظم دوشنبه 28 شوال - امروز اول سال و نوروز در تقويم نوشته . مردم ديدن مىآمدند . باران از ديروز بهشدت مىآيد . يك اطاق سلامت باقى نمانده تمام شهر گرفتار خرابى است . يك ساعت قبل از ظهر پست كاغذها را رسانيد . آقاى عماد السلطنه نوشته بودند صحبت عزل هست . صدراعظم ناخوش است . معين الملك و دبير حضور « 1 » هم نمىدانستند . در كاغذجات صدراعظم ، در يكى ، به اين عبارت نوشته شده بود . « لله الحمد دولت زيارت ، حضرت و الا مرزوق و جبران زمان حرمان گرديد . بلكه انشاء الله تعالى به خدمتى لايق موفق شوم كه سزاوار شأن حضرت و الا باشد » . پشتسر آن مطالب ولايتى را يكان يكان جواب داده . دو رقعه ديگر هم داشت كه راجع به امور ولايت بود . از اين مطلب مبهم و جواب آن مطالب ، مطلب درست دستگير نشد .
--> ( 1 ) - ( - قوام السلطنهء بعد ) .